تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
73
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
صورت خارجيهء نار و بالعكس گردد و اين شدنى نيست . و الحاصل : آنچه از مفاهيم مثل حيوان از انواع متخالفه انتزاع مىگردد ، از جهت اتفاق آنها در حقيقت حيوانيت نه از جهت اختلاف آنها در فصول ، منتزع مىشود . يعنى حيوان از جهت جنسيهء مشتركهء بين الانواع كه جهت شركت است انتزاع مىشود نه از فصول انواع . و حيوانيت منتزع از انسان و فرس از جهت صاهليت و ناطقيت آنها انتزاع نشده ، بلكه از جهتى كه مشترك بين آنهاست كه صاهليت و ناطقيت بر او عارض گشته و آنها را تنويع نموده است انتزاع مىشود و همچنين انسان منتزع از زيد و عمرو و خالد و بكر از جهت اختلاف آنها بالعوارض الشخصية الفرديه انتزاع نمىشود ، بلكه از جهت اتحاد آنها در تمام ماهيت مشتركه منتزع مىشود . خلاصه : مفهوم يا از جزء حقيقت اشياء كه مورد شركت بين آنهاست و يا از تمام ماهيت مشتركهء بين آنها مثل انسان انتزاع مىشود و يا از خارج ذات كه ما به الاشتراك بين آنهاست ، گرچه در ذات و ماهيت متباين باشند منتزع مىشود ، مانند كيفيت يا كميت كه گرچه در حقيقت به تمام ذات مختلف بوده و در تمام ذات يا جزء ذات شركت ندارد ، و ليكن چون در خارج ذات در يك امر عرضى شريكند از آن جهت اشتراك مفهوم واحدى انتزاع مىگردد ؛ زيرا كمّيت گرچه ذاتاً قابل اندازهگيرى و سنجش بوده و بالذات قابل تقسيم است و كيفيت مانند بياض ، لون مفرق نور بصر بوده و دو حقيقت جداگانه دارند ، و لكن چون هيچ كدام نمىتوانند در وجود لا فى الموضوع باشند ، بلكه بايد بر موضوعى عروض داشته باشند ، از حيث عروض بر موضوع و تحقق در غير و قيام به غير كه خارج از ذات و حقيقت آنهاست متحد مىباشند و از اين جهت اتحادى مفهوم عرض از آنها انتزاع مىشود . بنا بر اين : اگر مفهوم واجب از تمام حقيقت دو واجب مفروض منتزع شود لازم مىآيد كه آنها به تمام ذات متفق الحقيقه باشند و اگر از جزء ذات آنها انتزاع شود لازم مىآيد آن جزء واجب باشد و جزء ديگر واجب نباشد و علاوه بر آن تركيب لازم